تبلیغات
كشكول رئیسی - مصدر الاراجیف

كشكول رئیسی - مصدر الاراجیف

برای بهتر شدن مطالب مهمترین عامل نظرات سازنده شما دوستان عزیز میباشد.

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ كشكول رئیسی - مصدر الاراجیف خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.



بدون حاشیه چشمت برای استثمار

و شعله شعله فریبش نگاه آتشبار


دوباره خرمن چشمان تب رطب دارت

دوباردفتر شعرم سحر شده بیدار


صدای خنده ی چشمت نشاط هر لحظه

و کیمیای مرادی به وقت هر دیدار


هوای عطر شرابش به گوش مرغ دلم

کشیده پنجه ی عشقی به قلب من انگار


در آفتاب هجوم دو نرگست هستم

به جستجوی پلنگی که جان کنم ایثار


(سید علیرضا رئیسی گرگانی)




برچسب ها:چشم، پلنگ، ایثار، نرگس، گوش، رطب، سحر،

[ 1395/08/12 ] [ 07:13 ] [ سید علیرضا رئیسی گرگانی ]

[ نظرات() ]




من به فدای دل انگور تو

گوش من و ناله ی سنتور تو


در دل من جز تو کسی نیست ،هست ؟

ای عسل شهد دل انگیز مست


دل به فدایت زند از دورشور

قند دلم آب شده بی حضور


فصل بهار است و جان آفرین

سور به پا کن به دلم نازنین


بند دلت پای مرا تور بست

دیده ی من بست به کویت نشست


نسترنم ای گل سرخ و سفید

ای دهنت بلبل دادآفرید 


حسن ختامم از این شور و تب

تزکیه گرم لبت ، روز و شب


( سید علیرضا رئیسی گرگانی )



برچسب ها:انگور، گور، شور، تور، مور، زور، سنتور،

[ 1395/07/10 ] [ 06:53 ] [ سید علیرضا رئیسی گرگانی ]

[ نظرات() ]




ما حال و هوای جنگ را میفهمیم

 

ما قـُـــر زدن تفنـگ را میفهمیم

  

چشمان جهان کور شود چون فرق

 

دندان سـگ و پلنـگ را میفهمیم


( سید علیرضا رئیسی گرگانی )



برچسب ها:جنگ، پلنگ، سگ، دندان، جهان، تفنگ، چشم،

[ 1395/05/16 ] [ 07:07 ] [ سید علیرضا رئیسی گرگانی ]

[ نظرات() ]






بدجور خروشـــیده شـــدی در شریانـم

ای توپ ترین صـورت رفــــع هیـجانـم



همچون گهری سرخ نشستی به ظرافـت

در حلقه ی انگشــتر ِ چسبیده به جانـم



سـر میــروم آواز از آن شــور که امشـب

سنتور شوی گوشه ی چشــمی به اذانـم



شیدا نشدی تا که بفهمی چه صفائیست
 

پایان خــوش خــوردن خـورشید جوانم



آز است رئیســی به دمــت تا که بمانی

حــــوای تنـــم در همـه آزار و امانــم




(سیدعلیرضا رئیسی گرگانی)


برچسب ها:خورشید، شیدا، چشم، سنتور، اذان، گوشه، آواز،

[ 1395/04/29 ] [ 07:44 ] [ سید علیرضا رئیسی گرگانی ]

[ نظرات() ]





دارم به انتشار خودم غبطه میخورم

کم کم به اعتبار خودم غبطه میخورم

از ابتلای فصل تولا به روح قرص

بر عمق روزگار خودم غبطه میخورم

فرعون روزگار به خاکم نشاند و من

بر ایل و برتبار خودم غبطه میخورم

هر شعله ای مرا که بسوزد صراحتن

بر نعش اختیار خودم غبطه میخورم

ای روزگارسخت رئیسی ، از این ستم

بر مرگ سر به دار خودم غبطه میخورم


(سید علیرضا رئیسی گرگانی)


برچسب ها:قرص، دار، رئیسی، اختیار، خاک، روزگار، انتشار،

[ 1395/04/15 ] [ 08:55 ] [ سید علیرضا رئیسی گرگانی ]

[ نظرات() ]





ای دیده بریز ریز الآن باران

از ریزش عمر سبز یاران باران

ساز دل ماست مینوازد هر سال

آهنگ خوش ترانه باران ، باران
 
(سید علیرضا رئیسی گرگانی)


برچسب ها:باران، یاران، ترانه، آهنگ، ساز، ریزش، ایران،

[ 1395/01/28 ] [ 06:06 ] [ سید علیرضا رئیسی گرگانی ]

[ نظرات() ]


.: تعداد کل صفحات 22 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، دفتر اشعار من - سیمین ساق