تبلیغات
كشكول رئیسی - مصدر الاراجیف - برخی از بحرطویلهای من

كشكول رئیسی - مصدر الاراجیف

برای بهتر شدن مطالب مهمترین عامل نظرات سازنده شما دوستان عزیز میباشد.

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ كشكول رئیسی - مصدر الاراجیف خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

بحر طویل چیست ؟

بحر طویل ، یك نوع شعری است كه هر مصراعش چند سطر  بوده كه  این مصراع ها دارای قافیه ی میانی و پایانی میباشد ؛ این سبك از تكرار تعداد نامحدوی ركن (فعلاتن) نوشته شده و اولین كسی كه به این سبك یا قالب شعر گفت مرحوم طرزی افشار بوده است . اساتیدی زیاد مشكلات جامعه را به صورت طنز (خصوصا از زمان مشروطیت )و در این قالب شعری بیان كرده اند كه سرآمد همه آنها مرحوم  استاد ابوالقاسم حالت میباشد كه كتاب هدهد میرزا  شاخص ترین اثر این مرحوم و در مجموع این قالب است كه تا كنون نوشته شده و بنده از مطالب آن بهرمند شده ام . این سبك موزون را باید با ریتم خاص خودش خواند تا به دل شنونده بنشیند . هرچند در حدی نیستم كه بخواهم حرفی برای گفتن داشته باشم ولیكن برای خاطر حتی یك لبخند كه بر لب شما عزیزان بنشیند پایم را جسارتا در این كفش كردم آرزوی  لحظاتی شاد برای شما عزیزانم دارم . من برای اینكه بتوانید راحت تر متن را بخوانید حركات بعضی از لغات را روی هر حرف درج كرده كه مثلا آنجائیكه حرف حركت ساكن دارد باید یك مكث یك لحظه ای بكنیم .

 

((خواستگاری))

اگـــــر خوب دهی گوش و سماقت بکنی نوش و نشی مانده و مدهوش و نباشی تو شب و روز پی عیش و پی نوش ، یکی طنـــــز دل انگیز و کمی خاطره انگیز و کمی تیز و کمی جیز از این سید ناچیز ، زبرای تو کنم نقل که دائم بشود ورد زبانت .......

الغرض بود یکی تاجر دارا و زمین خوار به اهواز، یکی دخترکی داشت پلاسیده و طن ناز ،لبش غنچه کمی باز ، دهان چون دهن غاز ، دو چشم و سـر و رویش کمی مانده به ولغاز، زاخلاق نگو بود ، کمی پشت و هم اندازو زبان باز، کمی گنده و دیلاق ، کلفت وکچل و چاق که این دختر قیماق ، فقط فکر خودش بود ، اگر هم که غمش بود ، برای شکمش بود،خورشت عدس و ماش و دو من آش به یک وعده کمش بود، سوهان و شــوکولات ، پستـه و گردو ، دو کیلو دسرش بود  ، غرض دختر نس ناس ، که بود پشت سرش تاس ، به میهمانی خناس ، زیک بوسه کمی لاس ، بشد عاشق عباس ُملَقب به کَل عباس ، که این مفتخور و بی خاصیت و لات و زمینگیر ،  از دیدن رویش ، هم دائی و هم خاله و هم عمه بُدَند سیر ، یکی بی هنری بود که در کوچه و برزن پی دردســــــــری بود ، علاف کلک باز و دغل باز چنان بود طمع باز و کمی آز ، که این مردک بی ساز پی پاچه یک غاز همیشه دهنش باز ، مدام در پی این بود که آید زکجا سود و کند شیره خود دود و رسد زود به مقصود ، لذا مردک عیّار و سبک بار کوته قد و نگونسار رخش زآبله بسیار زبی پولی بسیار کشید نقشه بسیار ، همی نقشه فروریخت همی حیله برانگیخت که با پیله و هم حیله میسر بشود دولت دیدار و رَوَد خانه این تاجر بدبخت نگونسار و کند خواستگاری و برد مال حسابی .....،

در این گیر و در این دار با همرهی خواهر و هم مادر و هم خاله و هم عمّه و دائی برفتند سوی خانه این دختر غالی و ببینند رخ و منظر او را ، زِ پِیَشْ اذن بگیرند زِ پدر طبق رسومات ، زپی ساعت و ساعات عروس آمد و شد کرد که دهد نقل و نبات و شکر و قند و عسل را ، سپس رفت به مَدْبَخْ و نشست تا که بفهمَدْ نتیجه و حَصَل را ......

 بعد از خوردن چائی  ، هم خاله و هم عمّه و دائی ، سه تائی ، گفتند به این احمق نادان خیالی ، که ای آدم واهی ، دانی که تو الآن به چه حالی ؟ این دخترک پیر ، دماغ گنده و دیلاق چو انجیر ، به اخلاق بـــود شیر و به کردار زند تیر ، به پیشانی خود خال چنان قیـــــر ، کـــه ایــن خال  به این زشتی بسیار ؟ بود قابل تعمیر ؟

اما داماد : گفت ؛ که ای خاله من ، عمه من ، دائی من ، عیب نجوئید که منم آگهم از کل نحوسات و بدانم زهمه عیب و عیوبات ، ولیکن بجز ، این همه از عِیبُ و عُیُوبات ، یک حُسن در آن هست ، که هست زاده یک تاجر پولدار ، لذا نقشه کشیدم نه یکبار که صد بار ، برم بهره سرشار زدارائی این دخت فداکار ، که خودم را بزدم گول و شود از مدد پول ، عُیُوبَش همه مقبول !!!!  

سید علیرضا رئیسی

 

حَصَل = نتیجه                           خنّاس = پنهان ، پنهانی

ولغاز = قورباغه را گویند به لحجه گرگانی

دیلاق  چو انجیر ،که به شکل دیلاغ نیز نویسند = قد بلند نامطبوع،شَیظَم،سخت دراز شبیه انجیر ، چون انجیر معمولاً قدش به 12 متر میرسد .

قیماق = به شکل قیماغ نیز نویسند = روغنی که بر روی شیرداغ شده بندد

قیر = کنایه از سیاهی بسیار

غالی = گرانبها ، نفیس  کنایه از این است که از نظر مالی چون پدرش تاجر است لذا وضع دختر نیز خوب میباشد ( دختر گرانقیمت)

عیّار = مرد بسیار آمد و شد کننده و ذکی (با هوش)

بی ساز = بی سامان و بی آرایش منظور کسی که برنامه ای در دست ندارد.

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، دفتر اشعار من - سیمین ساق